ابراهيم اصلاح عربانى
249
كتاب گيلان ( فارسى )
منظور اشغال پايتخت به صوب تهران عزيمت كرد . در ينگهامام و كرج بين قواى دولت و مجاهدين برخورد شديدى رخ داد كه منجر به شكست قواى دولت شد . سپس چند گروه از مجاهدين به سرپرستى يپرم خان و سرتيپ اسد اللّه خان و سالار فاتح به تهران حمله كردند . قواى دولتى سنگرها را خالى كرده به فرار مبادرت ورزيد . مجاهدين آنها را تعقيب كردند ، ولى در تله افتادند و پس از بجاى گذاشتن تعدادى كشته به كرج بازگشتند . در اين موقع سردار اسعد بختيارى با افراد خود به كرج رسيدند و دو نيرو به يكديگر پيوستند . قواى محمد على شاه با 4000 سرباز و تعدادى توپ به فرماندهى چهار افسر روس وارد كرج شدند و در قريهء بادامك جنگ بين آنان و نيروهاى آزاديخواه شروع شد . اين جنگ مدت 3 روز ادامه داشت و چون قرار بود نيروهاى روسى از خط انزلى به كمك قواى دولت برسد آزاديخواهان تصميم گرفتند با استفاده از تاريكى شب خود را به تهران برسانند و آنجا را اشغال كنند . سپيدهدم روز 24 جمادى الثانى سال 1327 هجرى قمرى گروههاى مجاهدين گيلانى و بختيارى از 3 نقطه وارد پايتخت شدند و مقاومتهاى پراكنده را درهم كوبيده پايتخت را اشغال كردند . در برخى از پايگاهها قواى قزاق و نيروهاى تحت فرمان لياخوف 3 روز مقاومت كردند ولى بالاخره تسليم شدند . بدينترتيب پيروزى نصيب آزاديخواهان شد ؛ محمد على شاه كه به سفارت روس پناه برده بود از سلطنت خلع گرديد و احمد شاه پسر ارشد او به پادشاهى برگزيده شد . ابتدا كابينهاى به رياست ناصر الملك تشكيل داده شد كه سپهدار اعظم و سردار اسعد بختيارى در آن عضويت داشتند ، اما ناصر الملك كه در اروپا به سر مىبرد از قبول سمت رياست كابينه عذر خواست و سپهدار اعظم به جاى او انتخاب شد . قيام جنگل قيام جنگل به رهبرى فرزند آزاده و رشيد گيلان ميرزا كوچك خان بدون ترديد تا زمان خود بزرگترين قيام و جنبش مردمى در گيلان بلكه در ايران بوده است . « 50 » در سال 1914 ميلادى ، هنگامىكه جنگ بينالمللى اول آغاز شد ، ايران بىطرفى خود را در جنگ رسما اعلام كرد ، اما از آسيبهاى جنگ در امان نماند . قواى روس و انگليس و عثمانى هركدام از يكسو وارد كشور ما شدند و آن را مورد تاختوتاز قرار دادند . فرماندهان بيگانه شروع به دخالت در كليهء شئون و امور مملكت نمودند و حقوق و آزاديهاى مردم پايمال تعديات نيروهاى خارجى و عمال داخلى آنها گرديد . ارتش روسيه تزارى مخصوصا در گيلان دست به يغما و چپاول زد و سرنوشت مردم در اختيار سربازان روسى قرار گرفت . دولت ايران دچار ضعف و فتور بسيار بود و زمامداران نالايق توانائى مقابله با تجاوز ارتشهاى بيگانه و اتخاذ سياستهاى عاقلانه و درست براى ممانعت از تعديات و تجاوزات آنها را نداشتند . بطور خلاصه اوضاع عمومى كشور در زمينههاى مختلف سياسى و اقتصادى و اجتماعى كاملا آشفته و مغشوش و غيرقابل تحمل بود . در چنين اوضاع و احوالى ميرزا كوچك خان ، كه از نامداران گيلان و آزاديخواهان بنام بود و از اوضاع نابسامان كشور و بدبختى و پريشانحالى هموطنان خود رنج مىبرد به فكر چارهجوئى افتاد . وى كه به دستور فرماندهان روسى از اقامت در زادگاه خود محروم شده بود در تهران با چند تن از سران مليون وابسته به سازمان اتحاد اسلام تماس گرفت . اين سازمان در استانبول به زعامت سيّد جمال الدّين اسدآبادى شكل گرفته بود و هدف آن گرد آوردن تمام مسلمانان جهان در زير يك پرچم و متحد ساختن آنان به منظور مبارزه با استعمار و نيز كسب قدرت و ايجاد يك وزنهء سياسى براى دنياى اسلام بود . در ايران ، سيد محمد رضا مساوات ، سيد حسن مدرس ، ميرزا طاهر تنكابنى ، سليمان محسن اسكندرى ، اديب السلطنه سميعى و سيد يحيى ندامانى ملقب به ناصر الاسلام از اعضاى برجسته اين سازمان بودند . ميرزا كوچك خان پس از مشورت با افراد مزبور به اين نتيجه رسيد كه اگر كانون ثابتى بر ضد تجاوز و بيدادگرى خارجيان و عمال داخلى آنها به وجود آيد از شدت ظلم و فشار كاسته خواهد شد و در راه اصلاح جامعه پيشرفتهائى حاصل خواهد گرديد . بدينترتيب انديشهء تشكيل يك گروه فداكار براى مبارزات مسلحانه به وجود آمد . ميرزا كوچك خان همراه على خان ديوسالار ملقب به سالار فاتح كه از مجاهدان دورهء مشروطيت بود به سوى شمال حركت كرد . ديوسالار معتقد بود كه بهتر است در جنگلهاى انبوه مازندران به تمهيد مقدمات پردازند ، ولى ميرزا كوچك خان جنگلهاى گيلان را ترجيح مىداد . به همينجهت مخفيانه به لاهيجان رفت و با دكتر حشمت كه به كار پزشكى اشتغال داشت تماس گرفت . همچنين عدهء ديگرى از روشنفكران و افراد حزب دموكرات و حزب اتفاق و ترقى را با خود همراه ساخت و پايههاى نهضت جنگل گذاشته شد . مرامنامهء جنگليها نشان مىدهد كه آنها به تمام معنى داراى روشنبينى و جهاننگرى دقيق و قابل تحسينى بودهاند . توجه و علاقه به عدالت اجتماعى و مساوات و برابرى و نيز انديشههاى آزاديخواهى از مواد مختلف مرامنامه به خوبى آشكار است . ميرزا كوچك خان و افراد او كه ابتدا 17 نفر بودند در جنگلهاى گيلان پايگاهى به وجود آورده عمليات چريكى و مبارزات مسلحانه را آغاز كردند . گرچه در آغاز مبارزه تعداد جنگليها اندك بود امّا نفوذ زيادى در سراسر گيلان بهمرسانده بودند . جنگليها پس از استقرار در جنگل مشغول فراگرفتن اصول سپاهيگرى و فنون جنگهاى چريكى شدند و حتى عدهاى از افسران تعليم ديده و آشنا به فنون نظامى را به استخدام خود درآوردند ؛ آنگاه عمليات چريكى را آغاز كردند . روسها در گيلان پس از اطلاع از به وجود آمدن چنين نهضتى در منطقهء نفوذ خود دچار نگرانى شدند و مقامات مسئول را براى سركوبى و از ميان برداشتن جنگليها زير فشار قرار دادند . عمليات مبارزان جنگل با حملات پراكنده به نقاط سوق الجيشى آغاز شد و در يكى از نخستين حملات خود زنى از اهالى كلهر را كه در اسارت روسها
--> ( 50 ) . جريان قيام جنگل و مبارزات دليرانهء مجاهدان گيلان ، در همين كتاب به تفصيل آمده است . براى آن كه اين فصل نيز ناقص نباشد خلاصهاى از واقعهء تاريخى مزبور در اينجا نقل مىشود .